عنوان

Test , Test , Test

داستان های خواندنی و آموزنده اردیبهشت ماه

داستان های خواندنی و آموزنده اردیبهشت ماه

 

داستان های خواندنی و آموزنده اردیبهشت ماه
 

پسرخاله – برای این ساعت از سایت پسرخاله ۵ داستان زیبا و خواندنی با نامهای [ گدایی ملانصرالدین - انتخاب درست - از یک دختر بچه بدجوری کتک خوردم - سیرت یا صورت؟ - فقط سه کلمه ] را برای شما بازدیدکنندگان گرامی آماده کرده ایم. امیدواریم از این مطلب لذت ببرید.

 

گدایی ملانصرالدین
ملانصرالدین هر روز در بازار گدایی می کرد و مردم با نیرنگی، حماقت او را دست می انداختند. دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره، اما ملانصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملانصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد.
تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملانصرالدین را آنطور دست می انداختند، ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند، سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می آید و هم دیگر دستت نمی اندازند. ملانصرالدین پاسخ داد: ظاهرا حق با شماست، اما اگر سکه طلا را بردارم، دیگر مردم به من پول نمی دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن هایم. شما نمی دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده ام. اگر کاری که می کنی، هوشمندانه باشد، هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند!

 

انتخاب درست
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید.
به آنها گفت: من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.
آنها پرسیدند: آیا شوهرتان خانه است؟
زن گفت: نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.
آنها گفتند: پس ما نمی توانیم وارد شویم.
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: ما با هم داخل خانه نمی شویم.
زن با تعجب پرسید: چرا!؟ یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت: نام او ثروت است. و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت: نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت: چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! ولی همسرش مخالفت کرد و گفت: چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟
عروس خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد: بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت: کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید: شما دیگر چرا می آیید؟
پیرمردها با هم گفتند: اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست!

 

از یک دختر بچه بدجوری کتک خوردم
امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه …
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه می کشیدم که نابودت می کنم ! به زمینو زمان می کوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا می کشی و… خلاصه فریاد می زدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید…
منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمی گفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی می خواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و … دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!
ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمی فروشم! آدامس می فروشم! دوستم که اونورخیابونه گل می فروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من می برنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره …
دیگه نمی شنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!
حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!
یه صدایی در درونم ملتمسانه می گفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمی کنه! … اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!
تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!
همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین …

 

سیرت یا صورت؟
دختر دانش آموز صورتی زشت داشت.
دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره…
روز اولی که به مدرسه ما آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند.
نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت…
او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید : میدونی زشت ترین دختر این کلاسی؟!!
یک دفعه کلاس از خنده ترکید …
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند :
اما کاترینای عزیزم ، بر عکس من تو بسیار زیبا و جذاب هستی …
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند…
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود :
به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود.
ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد.
مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا! و حق هم داشت…
آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود؟!
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم …!
۵ سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت : برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند. روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست؟!
همسرم جواب داد : من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم …!
و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید …

 

فقط سه کلمه
پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.
پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.
وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.
فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟
شوهر فقط گفت: “عزیزم دوستت دارم!”
عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.
گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک روخداد صرف می کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟ داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.
اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت.
حسادت ها، رشک ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد نیستند.

 

گردآوری: سایت پسرخاله

 


اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۹۱ | 37 views | دسته: اختصاصی پسرخاله، داستان، داستان آموزنده
برچسب ها: ، ، ، ، ، ،

جدیدترین تصاویر مریم معصومی بازیگر سریال سه دونگ سه دونگ

پسرخاله – با توجه به اینکه ما در ماه رمضان هستیم و سریال های این ماه هم در حال پخش هستن من هم تعدادی از عکس های مریم معصومی بازیگر سریال سه دونگ سه دونگ در نقش دختر خانواده عشقی رو آماده کردم. بابت کم بودن تعداد تصاویر معذرت میخوام و امیدوارم منو ببخشید.

 

لطفا تا لود کامل عکس ها کمی صبر کنید

 

جدیدترین تصاویر مریم معصومی بازیگر سریال سه دونگ سه دونگ


مرداد ۳۰م, ۱۳۹۰ | 1,137 views | دسته: اختصاصی پسرخاله
برچسب ها: ، ، ، ، ، ،

نظرسنجی: خلیج فارس یا خلیج عربی

پسرخاله – سلام دوستان عزیز , گوگل یک رای گیری جهانی برای تعیین نام خلیج پارس گذاشته که اعراب با جمعیت زیاد خود ممکن است در این رای گیری پیروز شوند. لطفا در این رای گیری شرکت کنید و به خلیج همیشه پارس رای بدهید

 

نظرسنجی: خلیج فارس یا خلیج عربی
 

خواهشی که من نویسندگان عزیز دارم این است که این مطلب را از وب سایت من کپی کنند و در وبلاگ یا وب سایتشان به نمایش بگذارند تا ایرانیان بیشتری از این رای گیری مطلع شوند و روح کوروش کبیر بر ایرانیان درود خواهد فرستاد.

 

آدرس نظرسنجی
http://persianorarabiangulf.com/index.php


مرداد ۲۷م, ۱۳۹۰ | 2,644 views | دسته: اخبار، اختصاصی پسرخاله، حوادث، سیاسی
برچسب ها: ، ، ،

در نوشیدن چای در سحری افراط نکنید !!!

ضرر های نوشیدن بیش از اندازه چای
 
پسرخاله – نوشیدن بیش از اندازه چای در وعده سحری باعث افزایش دفع ادرار و از دست رفتن نمک‌های معدنی که بدن در طول روز به آن احتیاج دارد، می‌شود و تشنگی فرد را به دنبال دارد…


مرداد ۱۹م, ۱۳۹۰ | 298 views | دسته: اختصاصی پسرخاله
برچسب ها: ، ، ، ،

عکس: کنده کاری روی برگ درختان

 

کنده کاری روی برگ

 

پسرخاله – امروز براتون یک سری عکس جالب که کنده کاری و حکاکی روی برگ درختان توسط هنرمند اسپانیایی رو نشون میده آماده کردم.
پیشنهاد میکنم به ادامه مطلب برید و از مشاهده آثاری که این هنرمند اسپانیایی خلق کرده لذت ببرید. امیدوارم این مطلب مورد پسند شما بازدیدکنندگان گرامی قرار بگیرد.

 


تیر ۲۸م, ۱۳۹۰ | 1,068 views | دسته: اختصاصی پسرخاله
برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

عکس هواپیماهای جنگی سال ۲۰۱۱

پسرخاله – برای این ساعت از سایت پسرخاله مجموعه تصاویری از هواپیما های جنگنده برای علاقه مندان به این گونه تصاویر آماده کرده ایم. امیدواریم مورد قبول شمابازدید کنندگان محترم قرار بگیرد.

.
عکس هواپیما های جنگی


تیر ۲۵م, ۱۳۹۰ | 1,191 views | دسته: اختصاصی پسرخاله، عکس های جالب و دیدنی، گالری عکس
برچسب ها: ، ، ، ، ،

معروفترین بنا های جهان که با خلال دندان ساخته شده اند+عکس



شهر خلال دندان، حاصل ۶ سال پشتکار، ۶ میلیون خلال دندان و ۱۷۰ لیتر چسب مایع

ساخت بنا های معروف با خلال دندان

عکس های زیباتری در ادامه مطلب برای شما عزیزان آماده شده است لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید

 


تیر ۲۵م, ۱۳۹۰ | 1,173 views | دسته: اختصاصی پسرخاله، عکس های از عجایب، گالری عکس
برچسب ها: ، ،
  • Page 1 of 2
  • 1
  • 2
  • >